على ربانى گلپايگانى
379
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
نخست تناقض را كنار گذاشت و سپس عدم را در تقابل عدم و ملكه از اينروى كه وصف موجود بوده و بهره از وجود دارد داخل موجودات شمرده و تقسيمى از نوبنياد بگذاريم « 1 » . بنابراين اقسام تقابل منحصر در سه قسم خواهد بود و تقابل تناقض از دور خارج مىشود . تماثل و تخالف : تماثل و تخالف از اقسام تغاير غيرذاتى مىباشند . تماثل عبارت است از دو شىء كه در يك ماهيّت مشترك مىباشند و جهت اشتراك ذاتى آندو نيز لحاظ مىشود ، بنابراين قوام تماثل به دو امر است : 1 - اشتراك در ذات و ماهيت . 2 - لحاظ و اعتبار آن جهت اشتراك . بنابراين تغاير افراد مندرج در يك نوع و انواع مندرج در يك جنس ( خواه جنس قريب باشد يا بعيد ) درصورتىكه ماهيت نوعى يا جنس مشترك ميان آنها اعتبار شود از سنخ تماثل است و اين اسم عام آنها است كه بر همه مواردى كه مابهالاشتراك نوعى يا جنسى باشد به كار مىرود ، اعم از اينكه مابهالاشتراك كيف يا كم يا اضافه و يا وضع و . . . باشد ، ولى هريك از موارد فوق اسم خاص هم دارد و آن اينكه هرگاه اشتراك در « كم » باشد « تساوى » و اگر در « كيف » باشد « تشابه » و اگر در « نوع » باشد « تماثل » و اگر در « جنس » باشد « تجانس » و اگر در « وضع » باشد « توازى » و اگر در « نسبت » يا « اضافه » باشد « تناسب » ناميده مىشود . و تخالف ، دو شىء متغاير است بدون در نظر گرفتن جهت اشتراك ميان آن دو و درنتيجه افراد مندرج در يك نوع و انواع مندرج در يك جنس ، همانگونه كه مصداق تماثل مىباشند ، مصداق تخالف هم هستند ، لكن به دو لحاظ ، هرگاه جهت
--> ( 1 ) اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 4 ، ص 294 .